آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
138
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
كرديم . اكنون كه عباسقلى بيك جدا نسبت به حركت سريع ما اقدام و حتى اسبها و شترها را آماده كرده بود ، بايستى بيش از هشت روز انتظار بكشد تا سفير بروگمان عراده توپها را بر روى چرخ سوار كند . خان به سبب كمبود چوب دستور داد چند درخت زيباى شهر را قطع كنند ، گرچه مهماندار معتقد بود كه توپهاى سنگين در راههاى مطمئن بعدى مورد استفادهئى ندارد كه آنها را روى چرخ نصب كنيم و با خود ببريم و جادههائى كه در پيش داريم مانند راههائى كه پيموده بوديم بد نيست ، بلكه در مقابل خود كوههاى سر به فلك كشيده و درههاى عميقى خواهيم داشت ، با اين همه براى انجام هر چه سريعتر كار به دستور سفير با نصب سه ابزار آهنى ، حياط و محل اقامت سفرا تبديل به يك كارگاه شد و چند نفر نجار آغاز به كار كردند . روز دهم همين ماه مهماندار يكصد و هفتاد رأس اسب و دوازده نفر شتر را براى حركت آماده كرد . اثاثه و محمولات بار آنها شد و با شش عراده توپ بزرگ همراه سربازان ، اولين كاروان حركت كرد و ما نيز روز دوازدهم ژوئن به دنبال آن روان شديم . از آنجا كه سفير بروگمان به سبب بيمارى ناتوان شده بود و مطمئن نبود كه بتواند اسبسوارى كند ، بر پشت الاغ يك تخت روان براى او تهيه ديدند و ساعت پنج صبح او به همراهى سى نفر زودتر از ما شهر را ترك گفت . سفير كروسيوس به همراه باقيماندهء اعضاى كميته ساعت هشت صبح به دنبال بروگمان حركت كرد . كلبعلى خان زودتر از شهر خارج شد و در باغى توقف كرده و گفته بود كه در بيرون شهر منتظر سفرا خواهد ماند تا يك بار ديگر با مهمانان وداع كند ، زيرا در ايران رسم نيست مهمانى را كه به آنها وارد شده از خانه و شهر خود بيرون كنند . هنگامى كه صد و يك مايل از شهر دور شده بوديم ، خان به پيشواز ما آمد و سفير كروسيوس را به چند اطاق ، يا كلبه تاتارها هدايت كرد و ضمن پذيرائى